محمد كاظم بن محمد تبريزي
38
منظر الاولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسي )
غزوات بسيار و كثرت كارزار در غزاى با ويل به درجهء رفيعهء شهادت رسيد . آن جناب با وجود شرف صحبت ، مرتبهء قرابت به حضرت رسول ( ص ) داشته و به سرحد تحقيق رسيده كه وى از اصحابى است كه [ 7 ] مرتبهء اول بدين ديار تشريف آورده به مرتبهء شهادت فائز شد . رحمة الله عليه . مرقد منور و مروح معطر آن بزرگوار در حوالى قصبهء خسرو شاه در مكان مرتفعى واقع و تفرجگاه ارباب ديد و ذكا و آثار انوار از آن هويدا و مدتى مديد مطاف عابرين و ساكنين بود . رحمة الله عليه . در احوالات قيس - عليه الرحمة « 1 » - آن بزرگوار از اصحاب گزين حضرت رسول ربالعالمين است و تحقيق شده كه مرتبهء اول بدين ولايت آمده . در تاريخ آذربايجان مسطور است كه چند سال قيس ساكن سردرود بود و صددانه تخم زردآلو با خود داشت ، به دست خود در آن قريه بنشاند و ميوهء آن را به نزد اسامه برد و خود التماس نمود كه آن را به نام او « قيس » خوانند . مجملا آن بزرگوار دختر حاكم سردرود را خطبه نموده بود تا بعد از چندى در حوالى قلعهء خرمآباد دهخوارقان به شهادت رسيد . قضا را در همان روز كه او را به شهادت رسانيدند پدر پيرش از مدينه به ديدن پسرش آمده بود . وقتى رسيد كه هنوز خون پسرش خشك نشده بود . پس نعش قيس را پدرش اشعث پير از خرمآباد نقل نموده در سردرود مدفن قرار دادند . و اعتقاد اهل سردرود اين بود كه قيس در ولايت تبريز نبود . در همان سال كه اين قريه مدفن آن بىمثال گشت در اين قريه ميوهء قيس به هم رسيد و از آنجا به همهء ولايت منتشر شد . چون آن ميوه را از يمن همت آن بزرگ مىدانند بنابراين به اسم شريف آن جناب خوانند . و الله اعلم . مزارش الآن در سردرود واقع است .
--> ( 1 ) . روضة الاطهار ، ص 22 .